علی باقرزاده (بقاء)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

  • محل تولد: مشهد
  • تاریخ تولد: 11 تیر ماه 1308
  • صفحه خانگی: ندارد

خلاصه : آقاي حاج علی باقرزاده در 11 تیر ماه سال 1308 در مشهد متولد شدند. پدربزرگ ایشان تاجر بوده و پدرشان در جوانی همراه با پدربزرگشان برای کار و تلاش از یزد به روسیه تزاری مهاجرت کرده بودند. پس از انقلاب کبیر شوروی پدرشان به ایران مراجعت کرده و در مشهد سکنی گزیدند. ایشان تنها پسر خانواده بودند و بخاطر بیماری پدر مجبور بودند بار زندگی را به دوش بکشند . پس از فوت پدر با وجود علاقه زیادشان به تحصیل مجبور شدند برای اداره خانواده ترک تحصیل کرده و در همان حجره پدر به کار تجارت چای بپردازند .

ایشان برای اینکه از علاقه خود دور نشوند ، در مواقع تعطیلی تجارتخانه و یا شب ها مدتی را صرف تعلیم زبان انگلیسی در کلاس های ایران و انگلیس و مدتی نیز برای آموختن زبان عربی به مهدیه حاجی عابد زاده می رفتند. ایشان همواره به فکر فرزندان خوب با تحصیلات عالیه بودند ، رویای جهان گردی و خدمت به مردم را هميشه در سر داشتند و با آباد سازی زمین ارثی پدری توانستند به همه آنها دست یابند .

در همان زمان پیشنهادات مختلفی برای اداره امور به ایشان می شد که در شرایط نابسامان آن زمان که تمامی سرمایه گذاران در حال فرار بودند، کار بسیار دشواري بود اما ایشان با قبول آنها قدم در مسیری که همواره آرزوی آن را داشتند يعني خدمت به مردم گذاشتند. ایشان پس از مدتی جهت عضویت در هیئت امنای دانشگاه فردوسی دعوت شدند و خدمت خود را در دانشگاه فردوسی مشهد شروع کردند.

حاج علی باقرزاده در سال 1330 ازدواج کرده و ثمره آن دو دختر و سه پسر که همگی دارای تحصیلات عالیه هستند، می باشد .

 

اساتید و مربیان : از جمله اساتید و مربیان ایشان که در بدو جوانی جهت آموختن زبان انگلیسی و عربی و برخی تعلیمات دیگر از حضور آنان بهره مند می شدند می توان به حاج آقا عابدزاده ، استاد محمدتقی ادیب نیشابوری ، حاج شیخ علی اکبر نوغانی و دکتر رسا نام برد .

 

مشاغل و سمتهاي مورد تصدي: ایشان با توجه به بیماری جسم پدر و همچنین فوت ایشان و اینکه تک پسر خانواده بودند ، مجبور بودند از همان ابتدا بار خانواده را به دوش بکشند و از این رو در تجارتخانه پدر به کار تجارت چای مشغول شدند . پس از مدتی برای رسیدن به آرزوهای خود و تامین مایحتاج بچه ها جهت ادامه تحصیلاتشان تا سطوح عالیه تصمیم گرفتند زمین ارثی پدر را آباد کنند و در آنجا مزرعه ای ایجاد کردند تا علاوه بر کار تجارت از ثمرات آن بتوانند رویاهای خود را عملی کنند .

در جریان این کار از ایشان از طرف شرکت سهامی کارخانجات تولیدی ثابت خراسان که کارخانه قند فریمان وابسته به ان است، دعوت به همکاری شد و در سال 1346 ایشان سرپرستی آنجا را بر عهده گرفتند . ایشان با کمک عده ای از افراد معتقد و علاقمند توانستند وضع نابسامان کارخانه را بهبود ببخشند و عضویت هیات مدیریه و همچنین ریاست آن شرکت را نیز عهده دار شدند .

در همین اثنا و در اوایل انقلاب بود که از طرف استاندار وقت جهت اداره اتاق بازرگانی و صنایع بازرگانی استان انتخاب شدند و در سال های 58 و 59 این مسئولیت را عهده دار بودند .

پس از مدتی دفتر وزارت از ایشان تقاضای عضویت در هیات امنای دانشگاه را کردند و با توجه به علاقه شدید ایشان به آموزش و تحصیلات عالیه و مباحث فرهنگی و مراوده داشتن با افراد شایسته و برگزیده مملکت ایشان پذیرفتند و به عضویت هیات امنای دانشگاه در آمدند . ایشان در این مدت به تاسیس هیات خیریه خوابگاه سازان پرداختند . اولین برنامه آنها تاسیس خوابگاهی برای 500 دانشجوی دختر بود که البته در این کار موفق نیز بودند . همچنین از مایملک خود زمینی هزار متری را جهت ساخت خوابگاهی برای متاهلین اختصاص دادند و آنرا نیز به کمک پسران خود در قالب 60 آپارتمان به اتمام رساندند .

از دیگرکارهای ایشان ساخت دو مدرسه ابتدایی و راهنمایی در روستای علاقه احداث نمودند . همچنین ساخت دبستان و دبیرستانی به نام همسرشان در منطقه 5 مشهد و وقف کتابخانه 3000 جلدی خودشان به آستان قدس رضوی نیز در کارنامه ایشان ثبت شده است .

 

آثار ادبی : آقای حاج علی باقرزاده به مطالعه علاقه فراوانی داشتند و 50 سال را بیشتر از روزی 2 تا 3 ساعت مطالعه می کردند . ایشان با اساتید و بزرگان زیادی رابطه داشتند . اشخاصی مثل دکتر یوسفی ، دکتر خدیوجم ، استاد احمد گلچین معانی ، استاد محمدرضا حکیمی و همچنین سفرهای زیادی به یزد و کاشان داشته اند و با دانشمندان و اساتیدی مثل امیری فیروزکوهی ، مجتبی مینویی ، سعید نفیسی ، استاد همایی ، مرحوم جمال زاده ، دکتر رجایی ، دکتر فیاض ، شادروان محمود فرخ معاشرت و مصاحبت داشته اند .

از ایشان حدود 25 یا 26 مقاله در مجلات و انتشارات مختلف به چاپ رسیده است . همچنین در جلساتی به نام ایران شناسی که به همت آقای ایرج افشار تشکیل می شد و از خارج و داخل در آن شرکت می کردند نیز ایشان شخنرانی هایی داشتند و مقالاتی ارائه داده اند . اشعار ایشان در غالب جرایدی مثل یغما ، وجید ، مشکوه و حتی مجله فرهنگ و آموزش و پرورش و نیز برخی کتب درسی چاپ شده اند و برخی از آنها نیز به زبان انگلیسی ترجمه شده اند . همچنین چندین کتاب به نام های لطیفه ها در باب حاضر جوابی هاب شاعران ، تراز یزدی در باب زندگی عبدالوهاب تراز ، ده مقاله در کتاب سال مشهد ، چهل حدیث که ترجمه منظوم چهل حدیث رشوی می باشد که در کتاب سال مشهد چاپ شد ، نسیمی از دیار خراسان که گزیده اشعار ایشان است و در سال 1365 کتاب سال مشهد شده است ، یاد مادر شامل برترین آثار اندیشمندان درباره مادر در سال 1372 ، زلال بقا که دیوان شعر است ، سفری به مسکو و سن پترزبورگ به همراهی آقای دکتر رزم جو در سال 1379 ، سیر آفاق در باب سفر به کشورهای آسیا و اروپا و آفریقا و آمریکا و آخرین کتابم بزم محبت در مدایح و مراثی و کلمات ائمه اطهار می باشد .

 

توصیه هاي حاج علی باقرزاده : جوانان ما خوشبختانه هم با استعدادند و هم امکانات آموزشی و تحصیل برایشان فراهم است .تنها چیزی که می توانم به  جوانان توصیه کنم این است که بخوانید ،هر چه می توانید بخوانید . می گویند پسری به پدرش گفت چکار کنم پدر . گفت بخوان . پسر گفت بعد چکار کنم ؟ پدر گفت بعد همان خواندن به تو می گوید چکار کنی . سعی کنید از صنایع غنی که خصوصا از گذشتگانمان داریم استفاده کنید چون تاریخ ما مملو از حکما و علما و شعرا و دانشمندان گوناگون است و در دنیا از افکارشان خیلی استفاده می کنند ما در دنیا آن چیزی را که می توانیم ، عرضه کنیم (یونان فلسفه اش را و غرب تکنیک و صنعتش را) . از افکار بلند عطارها ، خیام ها ، حافظ ها ، سعدی ها ، مولاناها دنیا درس میگیرد . میبینیم گوته ای پیدا می شود که بعد از زمانی و مکانی ، فریفته اندیشه های حافظ میشود و دیوان شرقی اش بوجود می آید . باز هم به جوانان توصیه می کنم که بخوانید ، باز هم بخوانید و خود این خواندن ها به شما می اموزد که چکاری را انجام دهید .

توصیه ام به هم سن و سالان خودم این است که، باز دو تا رباعی می خوانم که بازگوی اندیشه من است که اگر اشتباه نکنم متعلق به اوحدی است که می گوید :

یاد داری که وقت زادن تو                                  همه خندان بودند و تو گریان

آنچنان زی که موقع رفتن                                   همه گریان شوند و تو خندان

 

باز رودکی که پدر شعر فارسی است در این بین شعر چنین می گوید :

جهان را نگر به چشم فرود                                نه بدان چشم خنده رو نگری

همچو دریاست از نکوکاری                                کشتی ساز که با آن گذری

 

و آخرین مطلب، مشکینی اصفهانی می گوید :

فردی است جهان که بردنش باختن است                          نراده آن به نقش کم ساختن است

دنیا به مثل چو کعبتین فرد است                                      برداشتن برای انداختن است

 

من امیدوار هستم تمام فرزندان ما و همه عزیزان ره سپار راه خدا باشند و سعی کنند این میراث خوبی که از گذشتگانمان به ما رسیده آن را حفظ کنیم و به مردم دنیا ارائه دهیم . آخرین سخنم را با یک رباعی که گفتم پایان می دهم :

یا رب ز گناه برکنارم فرما                                 با بخشش جرم شرمسارم فرما

یک عمر نواختی مرا بعد از مرگ                         ای بنده نواز رستگارم فرما

خواندن 1688 دفعه
  • ارسال خاطره
  • دانلود فایل پیوست

ارسال خاطره

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.